به نام خداوند بخشندۀ مهربان
گزارش, کتبی کامل مراسم, فارغالتحصیلی سه دوره, از کلاسهای داستاننویسی پیشرفته,،
۵اسفند۱۴۰۰، فرهنگسرای سرو

استاد ابوالفضل درخشنده:
• «در کلاسهای داستاننویسی پیشرفته، مدرس تربیت شد، نویسنده تربیت شد و کارشناس و منتقد ادبی تربیت شد.»
• «وقتی صحبت از هنر داستاننویسی میشود، صحبت از فرهنگسازی است، صحبت از تربیت و پرورش است.»
***
سرهنگ سیدمهدی علوی:
• «بااینکه در مقطعی از زندگی پربار پیامبر، گسترش جغرافیای اسلام با ادوات نظامی و شمشیرها صورت گرفت، چرا ما در قرآن کریم و ادبیات دینیمان والسیف، قسم به شمشیرها، نداریم؟! اما قسم به قلم را در قرآن کریم داریم.»
• «برخیها خرده میگیرند که چرا نگاه ایدئولوژیک به ادبیات دارید؛ در حالی که ما ادبیات ارزشی و ادبیات غیرارزشی نداریم. ادبیات ایدئولوژیک و ادبیات غیرایدئولوژیک نداریم. ادبیات مکتبی و ادبیات غیرمکتبی نداریم. ادبیات، همه مکتب است. همۀ نوشتهها منبعث از یک نوع تفکر و فلسفه و ایدئولوژی است. امکان ندارد شما نوشتهای را پیدا کنید که سایهای از تفکرات نویسنده در آن وجود نداشته باشد.»
***
• به لطف خداوند، مراسم با قرائت آیاتی از کلامالله مجید و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد.
• در اولین بخش برنامه، جناب آقای سیدرضا موسوی، عضو شورای مرکزی «کانون ادبیات داستانی سرو»، گزارش مختصری از فعالیتها و دستاوردهای ششسالۀ کانون ادبیات داستانی سرو را به سمع و نظر حضار رساندند.
• در بخش سخنرانی، جناب استاد ابوالفضل درخشنده، مبدع و مدرس دورههای داستاننویسی پیشرفته، ضمن تشکر از ریاست فرهیختۀ فرهنگسرای سرو و معاونت فرهنگی و آموزش فرهنگسرای سرو برای برپایی این مراسم، از هنرجویان و فارغالتحصیلان طلب حلالیت کردند و افزوند:
از شما توقع دارم قدر تلاشهای خودتان را بدانید. شما مدرک رسمی و معتبری از سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران دریافت کردید. پنج سال در رشتۀ داستاننویسی پیشرفته تحصیل کردید و در هر ترم، داستان نوشتید و داستان نقد کردید و در برنامههای نقد کتاب کانونی بهعنوان منتقد و کارشناس ادبی حضور داشتید. اما در برخی جاها، جلسات نقد مجازی و کلاسهای ۱۰-۱۵جلسهای داستاننویسی برگزار میشود که بیشتر با هدف کاسبی است تا آموزش اصولی. شما اجازه ندهید که این افراد به اسم هنر داستاننویسی تفکرات نادرست خودشان را ترویج دهند. دوستانی که ترم ۱۰ را گذراندهاند مستحضر هستند که تمام مکاتب ادبی غربی و تکنیکهای داستانی منبعث از هنر و ادبیات ایرانی هستند، آنها فقط اسم تکنیکها را تغییر دادهاند. آقای فریتاگ آلمانی که مبدع هرم فریتاگ داستان معرفی شده، در واقع به همان ارکان داستان اشاره میکند و گروتسک همان ابهام هنری است و فراداستان همان صحنههای اتصالدهندۀ تکمنظوره است. شما اینها را میدانید و ۵ سال درسش را خواندهاید. انشاءالله مدیریت محترم فرهنگسرا و معاونین آموزش هم تلاش میکنند تا لااقل در فرهنگسراها از مدرسین شریفی چون شما استفاده شود. تا این لحظه، نام ۲۰ نفر از شما در سامانۀ آموزش ثبت شده بهعنوان مدرس ادبیات داستانی و بیشترِ شما هم فعال هستید. انشاءالله این رویه نهادینه شود: از کلاسهای داستاننویسی شما مدرس تربیت شد، نویسنده تربیت شد و کارشناس و منتقد ادبی تربیت شد و در تمام جلسات نقد شاهد حضور گرانقدر شما بودیم. وقتی صحبت از هنر داستاننویسی میشود، صحبت از فرهنگسازی است، صحبت از تربیت و پرورش است. این کلاسها باعث شد که ما یک صندوق قرضالحسنه هم داشته باشیم که در آن کتابهای فاخر دوستان منتشر میشود. تاکنون ۴۹ نفر از اعضای صندوق، که نویسندگان و هنرمندان و هنرجویان کلاسهای داستاننویسی پیشرفته هستند، کتاب منحصر چاپشده دارند که به آنها افتخار میکنم. این کتابها برای فروش گذاشته میشوند و از محل نذر فرهنگی در طرح جدیدی شرکت میکنید که تا ۲۰ اسفند ادامه دارد. یعنی شما از محل تولید و فروش کتابها و محتوای فرهنگی خودتان، بازهم مثل سالهای پیش در کارهای عامالمنفعه شرکت میکنید. از محل فروش کتابها و نذر فرهنگی شما، بستههای خوراک و غذا تهیه میکنیم برای کارگران ساختمانی. کلاسهای شما تنها کلاسی است که کار آموزش را در کنار آفرینش انجام میدهد؛ آفرینشهایی که باعث میشود نوعدوستی و زیباییهای درکنارهمبودن را بیشتر درک کنیم و به ارزش والای یک انسان بیشتر پی ببریم. هریک از شما بزرگواران میتوانید درخت این دانش را در جاهای مختلف بکارید. ما هم تلاش میکنیم تا انشاءالله با همراهی فرهنگسرا و سازمان فرهنگیهنری شما بتوانید رسماً و قانوناً تدریس کنید، کارشناس رسمی و منتقد باسواد تکنیکهای نقد باشید و در نقد آثار در جایگاههای مختلف مشارکت کنید. انشاءالله گسترش این راه با ایثار و مجاهدت و همراهی شما مقدر شود. خدا را شاکر هستم از اینکه توفیق دارم در چنین روز قشنگی بعد از ۱۸ سال سومین دورۀ فارغالتحصیلی را اینجا در فرهنگسرای سرو برگزار کنیم. البته چند هفته قبل، در فرهنگسرای اخلاق چهارمین دوره را برگزار کردیم. بیش از صد نفر صاحب مدرک هستند و میتوانند کارهای بزرگ انجام دهند. انشاءالله نسلتان افزون شود و مهرتان ثمربخش دلهای پاک خیلیها شود.
• در سخنرانی دوم، جناب سرهنگ سیدمهدی علوی، نویسندۀ کتابِ جهاد کبیر، کتابی ارزشمند مشتمل بر شش فصل، که توسط مرکز مطالعات و توسعۀ تفکر راهبردی و انتشارات دانشگاه جامع امامحسین(ع) به چاپ رسیده است، بعد از سلام و تبریک به فارغالتحصیلان این مراسم، صحبتهای خود را اینچنین آغاز کردند:

امر نوشتن و نویسندگی از ابتدای خلقت بشر نقطۀ عطفی در انتقال ارزشها، تاریخ، سرگذشتها و همۀ میراث بشری بوده که از گذشته تا حال بوده و حفظ شده. و شاید به همین دلیل هست که یکی از اولین سورههایی که به حضرت رسول(ص) نازل شد، سورۀ قلم است: «ن والقلم و ما یسطرون»، قسم به قلم و آنچه که در سطرها نگاشته میشود. قسمهایی که در قرآن آورده شده، به اجزای حیاتی زندگی بشر بوده؛ قسم به شب، قسم به روز، آسمان، زمین، یعنی این عناصر حیاتیای که امر ضروری برای حیات بشریت را ایفا میکند، و یکی از این قسمها هم قسم به قلم است. شاید برای خیلی از کسانی که در حوزههای دانشی فعالیت میکنند، این سؤال مطرح باشد: پیغمبر اکرم که بخش عمدهای از توسعۀ دینی و معرفتی را در جغرافیای اسلام ایجاد کردند، بخشی را با ابزار نظامی و شمشیرها به وجود آوردند، چرا ما در قرآن کریم و ادبیات دینیمان «والسیف»، قسم به شمشیرها، نداریم؟! اما «قسم به قلم» را در قرآن کریم داریم. در همۀ ادبیات دینی و ادبیات بومی ما این امر پررنگ است. علامه طبرسی در مجمعالبیان میفرمایند: «البَیان بَیانان: بَیان اللِسان و بَیان البُنان...» بیان بر دو گونه است: یکی بیان زبانی و دیگری بیان نوشتاری. بیان لسانی فناپذیر و ازبینرفتنی است. اما بیانی که با نوشتار مکتوب میشود، ماندگار و ماناست.» و حضرت رسول میفرمایند: « قَیِّدُوا العِلْمَ بِالکِتابَةِ»، علم را با نوشتن جاودانه کنید. در قرآن کریم بارها و بارها از واژۀ «کتابت» یاد شده و حدود ۴۱۹ بار از مصدر «کَتَبَ» استفاده شده که میزان تکرار هر واژه نشاندهندۀ ثقل و وزن آن معنا و موضوع است. در تاریخ اسلام، یکی از تدابیر پیامبر اکرم این بود که اگر هریک از اسرای کفار بتوانند به ۱۰ نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن یاد بدهند، آزاد خواهد شد و دیگر اسیر جنگی محسوب نمیشود.
سرهنگ علوی در ادامه افزودند: بنابراین، یکی از ویژگیهای قلم، که در کمتر روش و ابزاری میبینیم، جاودانگی و مانایی آن است. در ادبیات دینی داریم: «العُلَماءُ باقونَ ما بَقِيَ الدَّهرُ...» اهل علم، تا دنيا هست زندهاند. منظور از ماندگاری، آثاری است که از اهل علم و فضیلت بهجا میماند. ویژگی دوم، دقت و ظرافت است که با گفتار نمیشود منعکس کرد. برای همین بیانات و سخنرانیهای بزرگان را بهشکل مکتوب و کتاب درمیآورند. حضرت امیرالمؤمنین میفرمایند: «اَلرَّجُلِ تَرْجُمَانُ عَقْلِهِ وَ كِتَابُهُ أَبْلَغُ مِنْ نُطْقِه»، نوشتار انسان از نطقش رساتر است. ویژگی سوم، عمق معرفتی در نوشتار و کتابت است. یکی از کارهای خوبی که استاد درخشنده در خلال دیگر کارهای خوبشان در این سالها انجام دادند، بحث آشنایی با مکاتب است که شما در دورههای ترمیک خودتان با آن میشوید. برخیها خرده میگیرند که چرا نگاه ایدئولوژیک به ادبیات دارید؛ در حالی که ما ادبیات ارزشی و ادبیات غیرارزشی نداریم. ادبیات ایدئولوژیک و ادبیات غیرایدئولوژیک نداریم. ادبیات مکتبی و ادبیات غیرمکتبی نداریم. ادبیات، همه مکتب است. همۀ نوشتهها منبعث از یک نوع تفکر و فلسفه و ایدئولوژی است. امکان ندارد شما نوشتهای را پیدا کنید که سایهای از تفکرات نویسنده در آن وجود نداشته باشد. خیلی از اهل فلسفه و اهل کلام، منطق و کلام خودشان را و آن چیزی که میخواستند به دیگران منتقل کنند، با نوشتن داستان منتقل کردند. ما فلاسفهای را داریم که داستاننویس هستند، مانند آلبر کامو، ژان پل سارتر، داستایفسکی و... که شما خیلی بهتر میشناسید؛ بنابراین، این بعد بسیار مهم است که ما بدانیم و بشناسیم که هر آنچه ما میخواهیم بنویسیم، منبعث از فرهنگ ما باشد، منبعث از تاریخ و انعکاس واقعیتهای اجتماعی و مردمی باشد، و صرفاً یک بُرش را نبینیم، یک منظر را نبینیم، با نگاهی دقیق و جامع و کلاننگر سعی کنیم به شناخت برسیم. شما در مراجعه به آثار ادبی دنیا میبینید که از آنها چنین ویژگیهایی برخوردار هستند. مثلاً فارغ از رد یا تأیید محتوا، به کتاب قلعۀ حیوانات نگاه کنید. آقای جرج اورول که در جنگهای داخلی سرباز بوده و عقاید ضدفاشیستی داشته، آمده و عقاید ضدکمونیستی خودش را با داستان و شخصیتپردازیهایی که هر کدام مابهازای بیرونی دارند، بیان کرده. یا در کتاب ۱۹۸۴. یا کتاب جنگ و صلح تولستوی که در سال ۱۸۶۹ نوشته شده، یک بستۀ کاملی است از تاریخ سیاسی و اجتماعی روسیه در قرن نوزدهم که با شخصیتپردازیهای بسیار وسیعی که انجام داده، قریب به ۶۰۰ شخصیت را پرداخت کرده که شما داستاننویسان میدانید چه کار سخت و مهمی است و تولستوی با این روش، تاریخ سیاسیاجتماعی روسیه را در کتابش به تصویر کشیده است. یا برادران کارامازوف که بهنوعی نیهیلیسم را و ارتدوکس روسی را معرفی میکند.
در ادامه، سرهنگ علوی فرمودند: بنابراین، قلم ریشه در اعتقادات و باورهای نویسنده دارد و همۀ قلمها بهنوعی به یک مکتب متصل هستند. و چقدر خوب است که این آشناییها در خلال جلسات بحث و نقد و بررسی دورۀ شما انجام میشود. هر جایی که اثری و هنری ماندگار شده، منوط به این بوده که این عمق دانشی و بینشی و معرفتی را دیده باشد و رعایت کرده باشد. مثلاً در حوزۀ فیلم و سینما ببینید: خیلیها در ژانر اجتماعی و خانوادگی فیلم ساختهاند ولی شاید دیگر کسی علی حاتمی نشود. در ژانر دفاع مقدس خیلیها قلم زدند و فیلم ساختند، اما شاید هیچکس بهاندازۀ ابراهیم حاتمیکیا نتوانست اثری با این عمق بینش و معرفت خلق کند. یا استادانی نظیر استاد کمالالملک و استاد فرشچیان کمتر تکرار میشوند. اینها ویژگیهایی داشتند که ماندگار شدند و این ویژگیها ریشه در همین بحثهای ارائهشده دارد. پرداختن به این ویژگیها یکی از وظایف حساس و حیاتی نهادهای فرهنگی کشور است، مثل همین مجموعهای که الان در آن شرف حضور دارید. الحمدلله با نگاه خوب و جامعی که استاد عزیز و بزرگمان جناب آقای درخشنده در طول این سالها داشتند، به این موضوعات بهخوبی پرداخته میشود. تا جایی که بنده اطلاع دارم، در بحث ترویج سنت انفاق، کمک مؤمنانه، نذر فرهنگی، پرداختن به حوزههای هم ارزشی و هم دانشی آثار بسیار خوبی خلق کردهاند و به موضوعاتی مانند آشنایی با معارف عاشورا، آشنایی با معارف دفاع مقدس و خانوادههای محترم شهدا بهشکل ویژه پرداختهاند. و نیز سبک کارگاهی آموزشی ایشان که یکی از چیزهایی است که در نوشتن به نویسنده کمک میکند تا درک صحیح و دقیقی از آنچه که قرار است در موردش بنویسد پیدا کند. اگر این درک صحیح وجود نداشته باشد، مطمئناً ما با یک اثر فاخر مخاطبپسند مواجه نخواهیم شد. البته بخشی از این درک صحیح، با دانش و مطالعه به دست میآید و بخشی دیگر با در تماس بودن و در معرض تجربه قرار گرفتن آن موضوع است که در این مورد هم استاد عزیزمان توجه دارند. کسی که گرما و سرما را نچشیده باشد نمیتواند از کسی بنویسد که دارد گرما و سرما را حس میکند. نویسندهای که میخواهد از کسی بنویسد که در یک خانۀ گِلی و در یک اقلیم خاص زندگی میکند، تا زمانی که گوشۀ لباسش خاکی نشده باشد نمیتواند اثری بنویسد که به واقعیت نزدیک باشد و با واقعپنداری موردپسند مخاطب باشد و با آن ارتباط برقرار کند. همۀ ما دیدهایم آثاری را که نویسنده در کتابش، خاطرات زندگی خودش را نوشته. در حالی که ممکن است خاطرات زندگی من به درد خود من هم نخورد، حالا این خاطرات را بنویسم و به شما بدهم، به درد شما قطعاً نخواهد خورد. کتاب باید یک ارزش افزودهای برای مخاطبان و خوانندگان و بهرهبرداران از آن اثر داشته باشد. در واقع هرچقدر که ما عمق معرفتی بیشتری را نشانه بگیریم و هدف قرار دهیم، با تجربهکردن، دیدن، با کار کارگاهی، با برگزاری اردوهای کسب فکر اولیه و خلق ایده، در درجۀ اول خودمان از این شناخت و معرفت منتفع خواهیم شد و بعد، درکی دوطرفه در گفتوگو و تفاهم و تعامل با دیگران به وجود خواهد آمد. در پایان، از همگی تشکر میکنم. در خدمت استاد درس پس دادیم و انجام وظیفه کردیم. امیدوارم همۀ شما در تمام شئونات زندگی مخصوصاً در عرصۀ نویسندگی موفق و مؤید و پیروز باشید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

• در ادامه، سنتورنوازی آقای سیدمحمدصدرا علوی و دفزنی خانم مائده ملکپور، فضای صمیمانۀ مراسم را رونق بیشتری بخشید.
• سپس، با اجرای هنرمندانۀ شاهنامهخوانی توسط خانم ستایش درخشنده که نویسندۀ دو کتاب اولین تعطیلات تابستانی من، و من و ضربالمثلها هستند، هفتۀ «زبان مادری» پاس داشته شد.
• قرائت متن یادمان سالهای خوش تحصیل، با اجرای نمایندگان سه گروه از فارغالتحصیلان داستاننویسی پیشرفته: خانم افلاکی، آقای هرندی و خانم هُمیلی، از دیگر بخشهای صمیمی و دلنشین این مراسم بود.

• در پایان، متن قسمنامۀ فارغالتحصیلان، توسط جناب آقای حامد شمشکی مجری توانای برنامه خوانده شد و همۀ فارغالتحصیلان قسم یاد کردند و بهنشانۀ تعهد به ساحت والای قلم پای آن را امضا کردند.
• در بخش بعدی، با مشایعت سرکار خانم میترا اُصانلو مدیر مؤسسۀ هنری سَروای باران، به جناب استاد درخشنده بهپاس سالها مجاهدت عاشقانه و خالصانه در عرصۀ ادبی و فرهنگی لوح تقدیری از طرف رئیس محترم فرهنگسرای سرو تقدیم شد و برگ سبزی بهرسم یادبود و سپاس خدمت جناب سرهنگ علوی اهدا گردید.
• در نهایت، به یاری خدا و برکت آموزههای جناب استاد درخشنده، در روز ۵اسفند ۱۴۰۰، ۲۴ نفر از هنرجویان کلاسهای داستاننویسی پیشرفته با دریافت مدرک رسمی پایاندوره از سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران، بیشازپیش فعالیت خود در عرصۀ نویسندگی را مسجل کردند.
• امید که سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران و مراکز تابعه بتوانند از این داشتههای خود و نیروهای توانمندِ تربیتشده در مناطق خود، برای رشد و اعتلای هرچه بیشتر و فرهنگ و ادب کشور بهرهبرداری کنند.
" />
• اسامی فارغالتحصیلان:
وجیهه افلاکی، راضیهسادات خُلدینسب، نسیم دیلْمَقانی، دنیا فَمی تفرشی، صدف اختری، لیلا کشاورز، سیدرضا موسوی، صبا علیپور، ستاره کاشف، الهام رضایی، الهام کاظمی، کاوه هرندی نجفی، مهرداد عادلی، معصومه بصیری، نجمه ولیپور، مهری شریفی، نفیسه سعیدبخش، غزل بابایی، مهدی اربابی، صدیقه کارگرزاده، مرضیه امامی، محبوبه غفاری، فاطمه طلاییمنش، شعله هُمیلی.
• به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست...
و من الله توفیق
شورای مرکزی کانون ادبیات داستانی سرو
۵اسفند۱۴۰۰
ادبیات داستانی...
ما را در سایت ادبیات داستانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:57