گزارش سیزدهمین نشست ادبی کانون قلمآوران ابنسینا

خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم
در عصر 23 آبان ماه 97 جلسه نقد داستان "وقتی عباس رفت" در کتابخانه ی ابن سینا برگزار شد. در این جلسه ابتدا خانم بادینلو به جایگاه رفتند و در نقد داستان خانم شکوفه عمویی تبریزی گفتند دارای توصیف عینی و اکسپرسیونیستی است و از توصیف مستقیم و دارای پیام در مورد جنگ استفاده شده است و گفت و گو زیاد بکار برده شده که متعارف و روتین است. استفاده زیاد از کلمه فضولی منجر به اطاله و کندی ریتم در داستان شده و به جای ان می شد از زاویه دید نمایشی استفاده کرد .
زن در داستان صرفا مصائب و مشکلات خود را روایت می کند و پایان از غافلگیری کافی برخوردار نبود .
در داستان شخصیت پردازی عباس و تغییر ظاهر و عقایدش و سن او و مهتاب مبهم بود و مشخص نشده بود . و بهتر بود با فلش بک به زمان گذشته و برگشت به زمان حال داستان روایت می شد تا تعلیق و هول و ولای بیشتری صورت می گرفت و از آنجایی که جنگ یکی از حوادث تروماتیک است می شد پرداخت بیشتری روی شخصیت ها ظاهرشان، لحن و کش مکش ها صورت می گرفت تا داستان احساس برانگیزتر شود . و می شد از زاویه دید من راوی ،سیال ذهن، تک گویی نمایشی و یا محدود به ذهن در داستان استفاده کرد . دارای مقدمه خوب داستانی ، تلخیص و عمل داستانی بود . اینکه شخصیت زن قهرمان جنگ است قابل تقدیر است و اسم داستان هم خوب انتخاب شده است .
در ادامه دومین منتقد سرکار خانم دیانی نقد خود را در مورد داستان بیان فرمودند.
درمورد چینش کلمات داستان ،چینش کلمات خانم به عنوان شخصیت رزمنده ی زن شیمیایی پایدار به عقاید و اندیشه هاش خیلی خوب نشان داده شده ولی چینش کلمات وشخصیت پردازی عباس ضعیف است. ما با استفاده از لحن داستان میتوانیم چینش کلمات خاصی را ایجاد کنیم و به سرعت انتقال اطلاعات به خواننده را افزایش بدهیم چون لحن، روی شخصیت داستان اختلال ها وکشمکش ها تاثیر دارد و باعث احساس برانگیزی بهتری میشود. صحنه پردازی وعمل داستانی به ندرت است در داستان و فقط درجایی که از رختشویخانه جبهه صحبت میکند انجا پررنگ است که انگشت به جامانده درلباس رزمنده ها و شهیدان را داریم که ما عمل داستانی و احساس برانگیزی و صحنه پردازی داریم و ما تجسم و تصویرسازی آن زیرزمین با آن رنگ ها وفضاها را داریم ولی بعدش که به زمان حال برمیگردد فقط درحدمکالمه است و درست است که در مکالمه به ما اطلاعات زیادی داده و این خیلی زیباست ولی کاش با استفاده از عمل داستانی به مانشان میداد و ما فرم روایی ازداستان برداشت نمیکردیم. درمورد انواع تبادل اطلاعات کلامی در ادبیات داستانی که شامل گفت وگو و گفت و شنود و تک گویی درونی میشود و در اینجا نویسنده از گفتگو بیشترین استفاده را برده و گفتگوهای زن باهمسرش، باههمرزم هایش و با زن همسایه را داریم و گاهی تک گویی درونی دارد که به خاطرات زن برمیگردد. و درمورد اطلاعات بیماریش و اطلاعاتش درمورد همسرش و همچنین اینکه شخصیت همسرش تغییر کرده همه را در گفتگو به ما میدهد و جای عمل داستانی و توصیف خالی است. نثر داستان یکدست نیست گاهی از محاوره به کتابی ودستوری برمیگردد به نظرم این به احساس برانگیزی نثر ضربه میزند و اینکه خواننده ازمحاوره یکدفعه به کتابی برسد که در واقع لحن عوض شده و به داستان لطمه میزند. درکل داستان به عنوان یک نگاه و برداشت تازه و در اعتراض به کسانی که از جنگ سوء استفاده کردند و بهره بردند خوب است ولی جای کار دارد ونیاز به بازنویسی دارد و اینکه به موضوع یک زن شیمیایی پرداخته خیلی جالبه است.
نفر سوم از منتقدین آقای مهرداد عادلی بودند و در مورد نقش اتمسفر در ضرب آهنگ داستانی نقد خود را بیان کردند : اتمسفر در داستان حالت کلی دارد و نمی شود گفت اینجا هست یا نیست .از صحنه، ماجرا و عمل داستانی بر می آید و از روی چینش کلمات، صحنه ، نور، دما و.. متبادر میشود و در شناساندن حالات روحی به خواننده کمک می کند. و عاملی است برای بازتاب شخصیت با ارائه درونمایه که ما را با صحنه آشنا می کند و موجب افزایش فضا سازی میشود . ریتم یا ضربآهنگ به معنی ترتیب یا توالی ضربه های آهنگ است . در داستان به معنای انتخاب درست کلمات با کمترین کلمات است یعنی بهترین کلمات را انتقال دهیم که موجب افزایش پیش برندگی و احساس برانگیزی می شود. برای ایجاد ضرب آهنگ داستانی روشهای مختلفی وجود دارد که یکی از آنها استفاده از اتمسفر داستانی است. اتمسفر داستانی دارای درونمایه انتقال اطلاعات به خواننده است. توجه به چینش صحنه مثل رنگها بو و... موجب شبیه سازی ذهنی می شود که باعث انتقال اطلاعات هدفمند به خواننده است. در داستان با توصیف ناقص انباری سعی در فضا سازی شده و تا حدی موفق بوده اند . با توجه به گرد و خاک در انباری و... با داشته های قبلی سعی در فضاسازی ذهنی کرده . فضاسازی در مورد خاطرات و شخص بازگو کننده دردناک است و باعث افزایش سرعت شده است .
@honareghalam96

اشاره به تاول و ماسک و.. سعی در شخصیت پردازی و فضاسازی شده و باعث افزایش ضرب آهنگ مناسب شده است . با استفاده از مونولوگ شخصیت و گفت وگو با همسایه شخصیت معرفی شده است که چون بیشتر به شرح زندگی و معرفی شخصیت و شرح وقایعی که شخصیت داستان در ان بوده احتیاج زیادی به شرح صحنه ندارد .البته در بعضی قسمتها جزئی به شرح صحنه پرداخته است. برای مثال به توصیف شرح صحنه کاباره نیاز نبوده است یا فضاسازی از توصیف لباس و.. شده اما کم بوده است و ضرب آهنگ بالا مدیون روایت راوی بوده و نباید بیشتر ادامه پیدا می کرد .اگر از زاویه من راوی فرعی از زبان همسایه یا دانای محدود به ذهن راوی استفاده می شد و سپس به من راوی وارد می شد در گفت و گو یا همان مونولوگ شاید ضرب آهنگ داستانی حفظ یا افزایش پیدا می کرد و این حالت سرگذشت گونه داشتن شیوه ای قدیمی است و مثل رمان نوزده قهرمان که از این شیوه استفاده شده که از زاویه دید من راوی برای ضرب آهنگ داستانی و فضاسازی استفاده کرده است و پیشنهاد میشود برای این گونه نوشتن خوانده شود .

به عنوان آخرین دفاع، نویسنده محترم نقد هر عزیزی را با روی گشاده پذیرفتند و در مورد اسم داستان که سوال شد: گفتند که در مورد اسم عمدی نبوده و همینطوری انتخاب شده است .
در پایان مراسم با تقدیر از منتقدین و همچنین خانم ولی پور دبیر کانون ابن سینا و پذیرایی مهمانان جلسه به پایان رسید .
تهیه گزارش: خانم محیا عبدلی

@honareghalam96

ادبیات داستانی...

ما را در سایت ادبیات داستانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 10:22

صفحه بندی