دوازدهمین گزارش نشست ادبی کانون قلمآوران ابن سینا

خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش نقد داستان ''تا...تو'' به قلم خانم افسانه اسلام بیگی، در کتابخانه ی ابن سینا

سیزدهمین روز از تیرماه ۹۷کتابخانه کانون قلم آوران ابن سینا مزین به قدمهای نویسندگان نو قلم و منتقدین جویای علم و قلم شد.
این مراسم بعد از قرات آیاتی از مصحف شریف و نواختن سرود روح بخش جمهوری اسلامی، با مقدمه زیر که به قلم فرهیخته گرامی خانم ولی پور به مناسبت 'روز قلم' نگاشته شده بود آغاز گردید.
بسم الله الرحمن الرحیم
ن. والقم و ما یسطرون
سوگند به قلم و آنچه مینویسد
عرض درود و خیرمقدم خدمت سروران گرامی و عرض تبریک به مناسبت روز، روزی که متعلق به شما نویسندگان است.
در صفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ای دیگر بخشیده است. نام گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می دانستند و گرامی می داشتند.

ارزش و کرامت قلم بسیار بالاتر از آن است که برای بزرگداشت آن و صاحبانش به اختصاص دادن روزی در تقویم به آن بسنده کنیم. این ساده ترین شعار برای تجلیل از مقام قلم و ارباب قلم است. نماد روز قلم برای تجلیل، تجلیل و پیشرفت نویسندگان و نوشته ها، فقط یک تلنگر است. در این روز با گرامی داشت یاد و خاطره اهالی قلم و تجلیل از آثار ایشان، شاید بتوانیم گوشه ای از زحمات طاقت فرسای آنان را قدردان باشیم.


تاریخ نوشتار، حداکثر به بیست هزار سال پیش باز می گردد و بدون شک پیشرفتی از سوی جوامع گوناگون، بدون کمک خط و زبان امکان پذیر نبوده است.


قلم، معجزه جاوید

معجزه، یکی از نشانه های نبوت است. در هر دوره از تاریخ، پیامبران به اذن پروردگار، معجزه هایی را برای اثبات نبوتشان ارائه می کردند. در این میان، اسلام آخرین و کامل ترین دین الهی است؛ قرآن معجزه ای است که می تواند قرن ها تازگی و ماندگاری خود را در زندگی بشر حفظ کند. کتاب، نوشته، وَ ما یَسْطُرُونَ.

قرآن کریم، با قلم خالق قلم، معجزه جاوید پیامبر آخرالزمان است. قلم و کتابت از مقوله هایی هستند که نه تنها کهنه و مانده نمی شوند، بلکه هر روز جنبه هایی تازه از آنها پدیدار می گردد. پروردگار، قرن هاست برای این نوشته سترگ هماوردطلبی می کند: «اگر آدمی و پری گرد شوند که مانند این قرآن آرند، مانندش نیارند، گرچه برخی شان پشتیبان برخی باشند» یا «اگر در آنچه بر بنده مان فرو فرستاده ایم در گمانید، پس سوره ای همانندش آرید.»


قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد. هرگونه رشد و پیشرفت، پیروزی و آرامش و معرفت و شناخت، ریشه در قلم دارد. تمدن ها، تجربه های تلخ و شیرین و علوم با نوشتن ماندگار می شوند و آیندگان مملو از تجربه و پر از راه حل هایند.

هر کس می تواند قلمی را بین انگشتانش بفشرد و فرمانش دهد که بنگارد و هر آنچه را از مخیله صاحب انگشت تراوش می کند، بنویسد. قلم، تخریب می کند. می سازد. واقعیت ها را آشکار می کند. آشکارها را نهان می کند. به واقع قلم، معجزه ای جاودان است.

#کانون_قلمآوران_ابنسینا
@honareghalam96

سپس یکی از اعضای کانون ابن سینا بمناسبت روز قلم سوالی را به عنوان مسابقه برای گرامیداشت روز قلم طرح نمود تا حاضران پاسخ دهند.که به بهترین پاسخ، جایزه ای از طرف مدیریت کتابخانه ابن سینا تعلق خواهد گرفت .
سوال: جمله ی (قلم، توتم من است.)
از چه کسی است؟
معنای این جمله چیست؟
به نظرشما چرا قلم توتم نویسنده باید باشد؟

سپس خانم ولی پور ضمن بیان رزومه ای از خانم اسلام بیگی از ایشان دعوت کردند در جایگاه نویسنده بنشینند سپس خانم کیانی بعنوان کارشناس نقد خلاصه ای از داستان تا...تو. را بیان کردند.
آقای افتخار نژاد بعنوان اولین منتقد در جایگاه منتقدین حضور پیدا کردند.
ایشان بعد از مقدمه ای در باره لزوم توجه به آثار نویسندگان نو قلم و چاپ آنها و توجه به استعدادهایی که در بین جوانان و نبوغی که در اذهان بعضی از افراد وجود دارد. فرمودن: چه بسا با توجه کردن به بعضی از افراد، آنها افراد کاری و قابلی از آب در بیایند و روزی به عنوان کارشناس یا مدرس همان رشته ایکه هنر آموز آن بوده اند مطرح شوند. اکنون عصر سپهر اطلاعات لحظه ای است. باید با مخاطب همراه شد و با او پیش رفت نباید منتظر زدن بنر یا تبلیغات دیگران باشیم.
آقای افتخارنژاد در باره داستان خانم اسلام بیگی گفتند: از نکته نظر ویژگیهای فکر اولیه و زاویه دید، داستان با توجه به نشانه بیرونی و حس درونی بسیار احساس بر انگیز است با وجود اینکه خیلی دیر به عدم تعادل می رسد، ولی آنقدر از توصیفات بجا و پر معنا استفاده کرده که خود به خود خواننده را به خواندن داستان ترغیب می کند. با توصیف های بجا و روایت راوی، غیر مستقیم تعلیق ایجاد می کند. می توان گفت: نویسنده یک ترفند برای ایجاد تعلیق بکار برده، کسی دارد درد دل می کند حرفهایی می زند که انگار حرفهای خودمان است. احساس برانگیز و گیرایی کشش داری دارد طوری که کمبود عدم تعادل و یا کشمکش را احساس نمی شود. عدم تعادل انگار تخیلی واقعی است. تخیلی که ذهنش با یاد شهید است، یک تخیل واقعی و رئال است. باور پذیری دارد.
به نظر آقای افتخار نژاد، زاویه دید من راوی اصلی است. و این را بهترین انتخاب می دانند زیرا در این زاویه دید، می توان آنچه را که از احساس بر می آید می توان بیان کرد و نوشت. هرچند که اگر از تک گویی نمایشی برای بیان حال خود هم استفاده می کرد بهتر بود. نوشته شبیه یک عاشقانه ی درونی است. پر از احساس و توصیف،شبیه یک الاکلنگ هم از شهید می گوید هم از دنیا.
هم از اوج عزت شهید هم از خسران جاماندن. هر چند موضوع تکراری و کلیشه ای است اما چنان با چینش کلمات به آن پرداخته شده که شخصیت منحصر به فردی در آن به مرصه ظهور رسانده و این نشان می دهد که نویسنده واژه بلد است و در بیان آنها در اوج می باشد.
خانم کیانی بعد از صحبت های منتقد اول اضافه کردند: به نظر من عدم تعادل خیلی کم بود و توصیفات در جازننده بود طوری که خواننده را اذیت می کرد و زاویه دید هم من راوی با تک گوی نمایشی تلفیق شده بود در جاهایی که صحنه را توضیح داده بود کاملا مشخص بود.
خانم اسلام بیگی ضمن تشکر از خداوند به خاطر نعمتهایش و نعمت وجود استاد درخشنده و حاضران و نظرات آقای افتخار نژاد گفتند: به نظر خودم عدم تعادل از همان جمله اول آغاز شده بود : زمینی که نابسامانی و زشتی دارد چرا جشن گرفته وسماع صوفیانه دارد؟ چرا سرو و سپیدار گیسو به باد می دهند؟ و پای کوبی می کنند.
و اما من ... من مرده ام یعنی اتفاقی افتاده که من مرده ام او هم شاید مرده است ولی من کجا ؟و او کجا؟این یعنی عدم تعادل

#کانون_قلمآوران_ابنسینا
@honareghalam96

منتقد دوم جناب آقای سلیمانی فاخر بودند که باید از نکته نظر ارکان داستانی صحبت می کردند. ولی ایشان از عدم تعادل پرسیدن و گفتن: من داستان را خواندم و با آن احساس گرفتم رغبت به خواندن در من ایجاد شد این یعنی تعلیق و انتظار را حس کردم ولی، عدم تعادل را پیدا نکردم.
نویسنده فرمودن: عدم تعادل از اولین جمله آغاز شده زمینی که در حال نابودی و نابود کردنش هستیم جشن گرفته زیبا شده و هیچ اثری از پلیدی و زشتی در آن نمی بیند! چرا؟ حتما اتفاقی افتاده...یا اینکه این جای دیگری از زمین است.
آقای فاخرسوال کردند چرا به بهشت اشاره نکردید
نویسنده فرمودن چون نمی خواستم مستقیم گویی کرده باشم.
جناب فاخر اضافه کردند :شما در داستان تا ..تو صنایع ادبی را خوب رعایت کرده اید و آنقدر از توصیفات افراطی استفاده کرده اید که به عمل داستانی نرسیده اید در واقع متنی است، پر از توصیف و صنایع ادبی هیچ کشمکشی وجود ندارد اگر هم وجود دارد به کشمکش آدمی با خود و گره افکنی نرسیده و نقطه اوج و گره گشایی هم در داستان دیده نمی شود بنابر این وارد تنه داستان نمی شویم این نوشته شما یک واگویه ی دلنشین و پر از احساس است. و در آخر هم شخصیت همانطور که وارد شده خارج می شود.
نویسنده ضمن تشکر گفتن: هرنویسنده ای از نوشتن هدفی دارد. هدف من بیان حالات یک کسی بود که از قافله شهیدان حالا به علت تردید یا ترس یا هر چیز دیگری جامانده بود و در داستان درگیری آدمی با خودش کاملا مشخص بود و هدف من هم بیان کشمکش آدمی با خود بود و بیان دلیل این کشمکش ها با توصیف تفاوت مکان این دو نفر که او به چه جایگاهی رسیده و این در این دنیای فانی به چه قید و بند هایی و گرفتاریهای مبتلا است.
خانم کیانی اضافه کردند در ارکان داستانی باید عدم تعادل سر آغاز کشمکش و هر کشمکش باید سر آغاز کشمکش های بعدی باشد، که در این داستان در عین زیبایی و احساس برانگیزی ما آن را حس نکردیم.
#کانون_قلمآوران_ابنسینا
@honareghalam96

منتقد سوم خانم ناهید نیک بین بودند که از نقطه نظر روشهای انتقال اطلاعات کلامی و نثر خوب داستانی به ایراد سخن پرداختند.
ایشان ضمن تشکر از نویسنده فرمودن: داستان با یازده خط توصیف ایستا و مستقیم گویی شروع شده که تصاویری از دنیایی شاد را به خواننده می دهد. سپس با جمله 'من مرده ام' گره داستانی شکل می گیرد و با چند بارتاکید روی این جمله انگار می خواهد تعلیق ایجاد کند. در آخر پاراگراف دوم صفحه دوم زاویه دید من راوی خطابی می شود. (ناگهان تورا می بینم) و دیالوگها شروع می شود و خواننده را ' از دنیایی که هنوز با آن ارتباط بر قرار نکرده ' جدا می کند. اما در رد بدل شدن این دیالوگها تقابلی بین شخصیت ها شکل نمی گیرد. فقط خواننده اطلاعاتی از رزمنده بودن شخصیت های داستان بدست می آورد، که تا حدودی به تقویت پیرنگ کمک می کند. از آنجایی که یکی از کار بردهای تبادل اطلاعات کلامی تقابل و خلق موقعیت و ایجاد تنش در داستان است نویسنده تا حدودی موفق بوده که دیالوگها را متناسب با خصوصیات رزمنده ی مصمم و رزمنده ی دو دل را بیان کند که اگر در فضا سازی و ایجاد لحن داستانی و همچنین طنین شخصیت ها بیشتر دقت می شد کار موفق تر از این می شد. و اگر دیالوگها با وضعیت خاص روحی روانی اشخاص سازگاری بیشتری داشت خیلی بهتر می شد. نکته بعدی که خانم نیک بین به آن اشاره داشتند در مورد تعلیق بود. هول ولای این که بعدش چه می شود؟ به بیان دیگر اشتیاق خواننده برای خواندن کلمه بعدی، که این مهم می توانست با استفاده به موقع از ابزار پرداخت و همچنین تقابل بین دو شخصیت بارزتر انجام بگیرد.
نکته مهم دیگر اینکه در انتهای داستان خواننده هنوز به خوبی وارد اتمسفر و فضای داستانی نمی شود و این سوال در ذهنش بوجود می آید، شخصیت خواب می دیده؟ که می گوید: چشم باز کردم
آیا در خواب می تواند از تکنیک یاد آوری استفاده کند؟ و اگر رویاست، چرا نویسنده کاملا از زاویه دید سیال ذهن استفاده نکرده؟
خانم کیانی ضمن تشکر و تایید صحبت های خانم نیک بین اضافه کردند در داستان به علائم نگارشی توجه کافی نشده که انشأالله در چاپ های بعدی این ایراد برطرف گردد.
نویسنده با تواضع از صحبتهای منتقد تشکر کرد و عنوان کردند که من این داستان را چند سال پیش نوشته ام که آن موقع هنوز کامل تکنیکهای داستان نویسی را یاد نگرفته بودم من این داستان را با اطلاعات هنری و دانسته های خودم نوشته ام شما در کتاب آبی نارنجی و دیگر داستانهای من ایرادات کمتری می بینید در مورد علائم نگارشی هم گفتند بله این نوشته تماما نوشته های من است و گویی اصلا ویراستاری نشده.
#کانون_قلمآوران_ابنسینا
@honareghalam96

منتقد چهارمی که با دعوت خانم ولی پور در جایگاه منتقدین نشست خانم نفیسه سعید بخش بودند. مبحث ایشان صحنه، مکان، زمان و اتمسفر داستانی بود.
ایشان نیز مانند خانم نیک بین در حد یک معلم داستان نویس شرح کامل و جامعی از تعریف صحنه و انواع آن، زمان و انواع آن ،مکان و انواع آن، روشهای صحنه پردازی، فضا و اتمسفر داستانی و سورئالیسم را ارائه دادند. که با پوزش از ایشان فقط مطالبی که در خصوص داستان کوتاه تا..تو بود را اطلاع رسانی می کنم.
بنظر ایشان این داستان سورئال بود و سورئال یعنی:گرایش به ماورای حقیقت و یا واقعیت برتر در واقع هنر سورئال به معنی ادغام واقعیت در مجاز است.
هنرمندانی که پیرو این سبک بودند معتقدند که آثار خود را بر مبنای تداعی آزاد معانی، افکار و تصاویرنو و یا خلسه و رویا بیان می کنند.بنابراین داستان تا..تو دارای یک مکان و زمان سورئال و نماد گرایانه می باشد. خانم سعید بخش در صحبت هایشان روی کلمه لامکانی و لازمانی تاکید می کردند می گفتند: در داستان نویسی که در رویا یا خلسه یا... باشد باید عمل داستانی براساس افعال واقعی و به گونه ای باشد که داستان را به واقع نمایی نزدیک کند. البته نویسنده برای ایجاد فضا و اتمسفر سعی کرده بود از توصیف کمک بگیرد. بیشتر از توصیفات اکسپرسیونیستی مستقیم استفاده کرده بودند.
شخصیت داستانی با محیط اطرافش کنش متقابل ندارد و فقط گزارش از ناتوانی شخصیت داستانی را می دهد بدون اینکه عمل داستانی از او دیده شود. هر چند که با همین توصیفات مستقیم درون مایه را منتقل کرده و حس مذبذب بودن و عدم رها کردن خود از بند دنیا را رسانده و خواننده پیش بینی رفتار شخصیت را به کمک این درون مایه به درستی انجام می دهد.
در بعضی جاها ی داستان از چینش کلمات هم در جهت خلاف صحنه پردازی استفاده شده بود. مثلا تکرار کلمه 'عزیز' که نه با وضعیت صحنه جور بود نه بالحن شخصیت، که اصولا باید مرد رزمنده ای باشد که آنها چینش کلمات خاص خود را داشتند.
خلاصه اینکه در داستان از ابزارهای صحنه به کمک توصیف استفاده شده بود. اما امکانات صحنه که وجه مشخصه و خاصی از شخصیت و روانشناسی شخصیت داستانی را به ما بدهد وجود نداشت.
برداشت منتقد از داستان تا..تو این بود که: نویسنده یک لامکان و یک لازمان را به وسیله روایت دو خاطره از دوران جنگ تحمیلی به صحنه واقعی امروز روز شخصیت، مقابل تصویر دوست شهیدش ارتباط داده و این خاطرات حلقه وصل ای دو مکان و زمان سورئال است.
بنابراین داستان از عدم تعادل شروع نشده و با گره گشایی تمام شود بلکه شخصیت داستانی هماطور که در زمان عملیات نطاره گر بوده در انتهای داستان هم نظاره گر و اسیر بند زندگی خود را نشان می دهد. و اساسا عملی رخ ننز دهد
مگر این پیام که:
شهیدان زنده اند و ما مرده ایم
در پایان نویسنده با تواضع و فروتنی به سوالات حاضران پاسخ دادند.
جوائز مسابقه ی روز قلم
(قلم توتم من دست )
توسط مدیر کتابخانه ابن سینا داده شد
از نویسنده و منتقدین هم توسط کتابخانه ابن سینا تقدیر به عمل آمد.
جلسه نقد د ساعت ۶با صلوات و پذیرایی از حاضران به پایان رسید.

تهیه گزارش: خانم مهین صالحی

#کانون_قلمآوران_ابنسینا
@honareghalam96

ادبیات داستانی...

ما را در سایت ادبیات داستانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 8:41

صفحه بندی