بسم الله الرحمن الرحیم
گزارشی کوتاه از دومین جلسه نقد در کتابخانه امام جعفر صادق علیهالسلام، داستان اعجاز عشق از مجموعه داستان جنون و مجنون.
ضمن عذرخواهی ازنویسنده و منتقدین عزیز بخاطر تاخیر در ارسال گزارش نقد که آن هم به دلیل قطع شدن کانال تلگرام و مریضی کسی که قرار بود گزارش را بنویسد.
در جلسه نقد داستان اعجاز عشق اولین منتقد جناب آقای مهرداد عادلی بود که در رابطه با زاویه دید، درون مایه و پیرنگ داستانی صحبت کردند.
ایشان در رابطه با زاویه دید گفتند:در داستان اعجاز عشق دو تا زاویه ی دید بیشتر به چشم می خورد یکی زاویه دید، دانای محدود به ذهن و دیگری تک گوی نمایشی.
در زاویه دید دانای محدود به ذهن حالات درونی قهرمان داستان را بیان می کرد. که بیشتر از وسط داستان شروع می شود.
ایشان عنوان کردند که نویسنده زاویه دید دانای محدود، و زاویه دید تک گوی نمایشی را خیلی خوب تلفیق کرده اند.
درون مایه داستان هم بیشتر به اثرات جنگ تحمیلی و مسائل و مشکلات ناشی از آن روی روح و روان خانواده و حتی می توان تعمیم داد به خانواده هایی که یک یا چند معلول جسمی یا روحی در منزل دارند.
در موردپیرنگ داستان همانطورکه می دانیم دو نوع پیرنگ داریم، پیرنگ باز و پیرنگ بسته.
درپیرنگ باز حوادث در داستان پشت سر هم بر اساس روابط علت و معلولی پشت سر هم اتفاق می افتند.
در این داستان از پیرنگ باز استفاده شده چون روال عادی زندگی یک جانباز به طور چرخه ای نشان می دهد.
انسی شخصیت سالمی است که با مشکلات کنار می آید.
شخصیت قالبی و کلیشه ای می باشد، که به طور مستقیم شخصیت پردازی شده و توصیفات حالت ایسنا دارد.
خانم ملا باقری، منتقد دوم بودند، که در رابطه با ارکان داستانی صحبت کردند.
ایشان فرمودند: مقدمه از اسم داستان شروع شده. عنوان هم جزئی از مقدمه است که با عدم تعادل شروع می شود، چرایی حالات زن یک عدم تعادل است. در مقدمه تا پاراگراف اول در مقدمه داستان هستیم .کاملاانتهای مقدمه را متوجه می شویم. مقدمه با توصیف و عمل داستانی که برای داستانهای کوتاه مناسب است همراه است ولی گاهی مستقیم گویی و کرده مثل سن و سال زن.
از زمانی که زن وارد اتاق همسرش محمد می شود وارد تنه داستان می شویم.در اینجا با رفتار مواجه هستیم، ولی انگیزه رفتار حذف شده در صورتی که در اینجا به روایت راوی نیاز داریم.
همچنین نیاز به گره افکنی داریم و برای این امر احتیاج به ایجاد کشمکش در داستان داشتیم.
داستان با کشمکش ساکن همراه است زیرا شاهد بحران و گره نیستیم و رفت و آمد زن چیزی به داستان اضافه نمی کند.
نتیجه گیری که از این داستان می توان گرفت، این است که : می خواهد بگوید، دعا و مناجات در زندگی نقش دارد. یعنی نتیجه گیری کمی باعث مستقیم گویی شده واین از احساس برانگیزی داستان کم می کند.
نویسنده داستان اعجاز عشق در پاسخ گفتند: من میخواستم حالات و احساس یک زن را در این موقعیت نشان بدهم شاید اگر شخصیت سومی داشتم بهتر می توانستم حق مطلب را ادا کنم.خانم تیموری منتقد سوم بودند که باتبریک ولادت امام حسن عسگری علیه السلام و تشکر از استاد درخشنده، گفتند: نقد مبحث ابزارهای پرداخت زمان و مکان را به عهده دارند.
باتوجه به اینکه، ابزار های پرداخت عبارتند از توصیف، تلخیص و عمل داستانی، داستان اعجاز عشق در همان ابتدا با توصیف و عمل داستانی آغاز می شود و عدم تعادل از همان جا شکل می گیرد ولی به گره افکنی و بحران نمی رسد. شاید به این دلیل است که شخصیت داستانی ما شخصیت سالمی است و ما با زنی مواجه هستیم که هم باایمان است و هم راضی به رضای خدا بنابراین، هیچ کشمکشی هم صورت نمی گیرد و در نتیجه این داستان برای مخاطب تعلیق کمی داریم.
در مورد تلخیص هم می دانیم که باید داستان نویس با استفاده از ابرار تلخیص در عین اینکه متن را فشرده تر می کند، باید احساس بر انگیزی هم به داستان بدهد. پس بهتر بود موقع خاطره ی قطع نخاع شدنش یک فلش بک می زدند و بهتر موضوع را باز می کردند. زیرا در اینجا با استفاده از تلخیص ریتم داستان را تند کرده و هیچ پاگردی برای آنالیز واقعه به خواننده نداده بودند.
درمورد زمان و مکان،به زمان تقویمی مثل صبح بهاری یا موقع نماز ظهر اشاره کرده بودند و مکان هم به منطقه هور یا طبقه دوم آپارتمان اشاره داشتند ولی توصیف چندانی از مکان فعلی نداشتیم.
خانم زمانی در پاسخ گفتند: دیدگاه من وشاید تصور افراد جامعه از جانبازان چیز دیگری بود. من بعد از آشنایی با استاد درخشنده و صحبت های ایشان،و شنیدن مستقیم خاطرات رزمندگان و دیدار با آنها، متوجه شدم که مشکلات جنگ مختص به زمان جنگ نبوده، بلکه عواقب و اثرات آن تا سالیان سال حتی تا پایان عمر جانبازان با آنها باقی است و آنها با مشکلات جنگ تحمیلی دست به گریبانند.
بنابراین سعی کردم به مشکلات بعد از جنگ بپردازم. می خواستم پیام داستانم این باشد که آنها با خدا معامله کردند بنابراین کسانی که با خدا معامله کردند فقط آنها سختیها را
تحمل می کنند و فقط خودشان می دانند چقدر هزینه این معامله سخت و در عین حال شیرین است.
قبول دارم که جاهایی مجبور به مستقیم گویی شده ام.
تهیه گزارش: خانم صالحی
ادبیات داستانی...
ما را در سایت ادبیات داستانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 18:45